محمد مهدى ملايرى

300

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

با ما در شكل خط اشتراك دارد نيست كه در آن يك كلمهء واحد به صور مختلف نوشته شود ، و مثلا خانه‌اى را بعضى خانه‌يى و گروهى ديگر خانهء بنويسند . البته سه بدعت - اگر بتوان آنها را بدعت خواند - در آن هست ، يكى اين كه كرسى « ى » را براى همزهء آخر كلمه برگزيدم ، و يكى دو نكتهء ديگر در باب همزه مانند مسئول به جاى مسؤول و قرائت به جاى قراءت . دوم افزودن الف « ا » در حال الف مقصور « ى » در كلمات عربى مستعمل در فارسى ، تا شكل مكتوب حكايت از صورت ملفوظ كند ، مانند مبتلا ، تقوا ، فتوا ، قوا ، اعلا . سوم مسئلهء تنوين است كه پيشنهاد كرده‌ام در كلمات عربى مستعمل در فارسى پس از آخرين كلمه ( اين حرف آخر هرچه باشد ) روى الف گذاشته شود ، مثلا كاملا ، جزئا ، حقيقتا ، و از اين‌جهت از تنوين در « ة » زائد به صورت حقيقة عدول كرده‌ام كه شكل « ت » براى فارسى زبان همه‌جا تلفظ « ت » را القا كند ، و ديگر فارسىزبان ( خاصه گروه بىشمارى كه پس از سال ششم ابتدايى يا حداكثر سال نهم ترك تحصيل مىكنند و به دنبال تأمين معاش مىروند ) توجه به اصل عربى اين « ت » كه زائد است يا اصلى ندارد و نمىتواند داشته باشد ننمايد . . . » . اين خلاصه‌اى بود از آن قسمت از مطالب اين دفترچه كه به گفتهء آقاى مقربى ممكن است بدعتى در شيوهء خط شمرده شود ، و در اين جزوه با ذكر موارد جزيى و مثال‌هايى روشن شده است . در اين‌كه خط فارسى هم بايد شيوهء واحدى داشته باشد كه هركس نتواند هرقدر هم اهل علم و سواد باشد از آن تخطى كند كوچكترين ترديدى نيست ، زيرا اين از ضروريات هرزبان است كه راه و رسم آن روشن باشد ؛ و در اين‌كه آقاى مقربى هم با سرمايهء علمى و ممارست ممتد و حسن تشخيص خود براى اظهارنظر در اين امر از هرلحاظ شايستگى دارند و در اين دفترچه هم كوشيده‌اند تا جايىكه مقدور بوده و از حد عرف و عادت خارج نباشد از دلايل منطقى و دستورى و تعليمى پيروى كنند نيز ترديدى نداريم ، ولى در اين‌كه اين شيوه با همهء مقدمات منطقى آن و با اين‌كه به تصويب شوراى عالى فرهنگ هم رسيده -